مهرسا 2ساله و مسیحامهرسا 2ساله و مسیحا، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره

خاطرات مهرسا و مسیحا

تقدیم به همسر خوبم

الان چند ساله میگذره که بامه عقل و هوش منو برده اون چشمای نازشو چشای نازشو دو تا دیوونه که صبح تا شبو دیدیم شب با هم دوباره  رو تخت گیجیمو صبح دوباره گیجیمو   چه ساده دل منو بردی با یه نگاهت نمیتونم برم از کنارت چه ساده دیدیدم هرچی که خواستیم جوره هر چی که خواستیم بوده واسه دوتا دیوونه روی ابر چه زندگی خوبه او یه جوره هر چی که خواستیم بوده واسه دوتا دیوونه روی ابرا چه زندگی خوبه اوه یه   همیشه با همیم دنیا هیشکیو شبیه ما ندید این که بخندی بدون که مهمه واسم اونایی که شاد نیستن تو اشتباهن تو بغل من لم میدی بم  میگی تو بغلتم هوا دو نفر ...
8 مهر 1392

لوازم مهرسا خانوم

دخترم اینجا لوازمتو میذارم.. شما چون تو خانواده پدریت اولین نوه دختر بود(عموت یه پسر داره که اولین نوه خانواده پدریته)و اینکه بابای تو توی خانوادش و فامیلاش خیلی عزیزه(از چشم بد دور باشه سایش بالا سرمون)واسه همین تو خیلی مورد توجه بودی..بابامحمدتم دختر دوووووووست بود عاشق شما بود خانومی..از اونجاییم که خیلی باشعور و فهمیده ای همه دوست دارن..وقتی به دنیا اومدی خیییییییلیییییییی برات کادو اووردن..بابایی بابابزرگی عمو و همه برات کلی کادو میخرن هنوزم که هنوزه...الان یه قسمت از وسایلاتو میذارم امیدوارم خوشت بیاد عروسک چشم عسلی من...     بقیه توی ادامه مطلب       &nbs...
7 مهر 1392

1ماهگی

پسرم نازم شما تازه 1ماهت شده.. شما 1ماهته اما با همین فسقلی بودنت خونه رو بهم میریزی..وااااااای پسرم فکر میکردم شما مثه خواهرت اروم باشی اما دیدم نه نه نه نه...شما از اون وروجکایی     بقیه عکسای 1ماهگی توی ادامه مطلب..         ...
7 مهر 1392