مهرسا 2ساله و مسیحامهرسا 2ساله و مسیحا، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره

خاطرات مهرسا و مسیحا

بدون عنوان

توی رویاهام   یکی رو می دیدم دنبالش گشتمو به تو رسیدم داشتن تورو آرزو کردم،با این آرزو روزامو سر کردم انگاری از اول قسمتم همین بود که دل و سپردم به تو خیلی زود   حالا دیگه عشقت همه ی دنیامه تو هم منو بخوای من از خدامه دلت بخواد ، دلت نخواد من عشقمو میریزم زیر پات من به صدات حتی نگات ،عادت کردم و میمیرم برات اینایی که میگم خوب یادت بمونه به پات میمونم تا ابد عاشقونه بهترین روزا رو ما باهم میسازیم کنار هم از هرچیزی بی نیازیم حالم خوب میشه میبینم خوبه حالت هرجا که بری خودم میام دنبالت حالا دیگه عشقت همه ی دنیامه تو هم منو بخوای من ...
27 بهمن 1392

دندون دراووردن مسیحا

خبر خبر پسرم مرواریدای خوشگلش رویت شد الهی قربووووونت برم مرد من جیگر مامان دیگه داری بزرگ میشیاااااا مبارکت باشه مامانم                                                              باید یاد بگیری دندوناتو مسواک بزنی تا دندوناتو کرما نخورن وروجکه من     ...
19 بهمن 1392

فرزندم.....

فرزندم. نگاهت به من است، كه چه گويم، و چگونه خوب و بد را به تو بشناسانم. دلبندم. به تو من ميگويم. كه بينديش خودت. من نگويم با تو. كه ره خوب كدام است و ره بد چه ره است. تو بينديش خودت. و ز خوبي و بدي. تو ملاك خويش را پيدا كن. من نگويم با تو. كه چه چيزي خوب است از نظرم. و چه چيزي خوب است از ديدگاه دگران. بلكه گويم تو خود انديشه نما و نپذير، كه كسي، به تو گويد كه ملاك تو چنين است و چنان. تو خود آزاد بينديش. و بنگر كه چه خوب است و چه بد. فرزندم تو زمن ميپرسي. كه در آينده چگونه باشم. بين ما عهد چنين نيست عزيزم، كه براورده كني. آرزوهاي مرا. باز گويم ك...
10 بهمن 1392
1